چگونه با کودکان ارتباط موثری برقرار کنیم؟

منکا
وبلاگ
221 بازدید
2 هفته پیش
این مقاله را در 12 دقیقه بخوانید!

چگونه با کودکان ارتباط موثری برقرار کنیم؟

آنچه خواهید خواند:

صدای کوبیده شدن در اتاق، سکوت‌های طولانی سر میز شام، یا حتی یک «نمی‌دونم» ساده و بی‌حوصله در جواب اینکه «امروزت چطور بود؟»؛ این‌ها آشناترین مکالماتی هستند که بسیاری از والدین روزانه با آن‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند. شاید بارها پیش خودتان گفته باشید که کجای مسیر را اشتباه رفته‌ام؟ من که تمام خواسته‌هایش را برآورده کرده‌ام! اما حقیقت این است که حرف زدن با کودک و شنیدن دنیای او، مهارتی فراتر از تامین نیازهای روزمره و مادی است.

وقتی از برقراری دیالوگ با بچه‌ها صحبت می‌کنیم، منظورمان سخنرانی کردن، نصیحت‌های طولانی یا دستور دادن نیست؛ بلکه ساختن پلی است که از قلب شما مستقیماً به دنیای کوچک اما پرهیاهوی فرزندتان کشیده می‌شود. اگر شما هم به دنبال راهی برای عبور از این فاصله‌های ناخواسته هستید، در این مطلب قرار است یاد بگیریم که چگونه رشته‌های این تعامل را محکم‌تر کنیم و به درستی پاسخگوی نیازهای عاطفی کودک باشیم. توجه به راه های ارتباطی میتواند سلامت روان کودک شما را تحت تاثیر قرار دهد.

ارتباط مؤثر با کودک چیست؟

بسیاری از ما گمان می‌کنیم همین که در طول روز با فرزندمان صحبت می‌کنیم، یعنی ارتباطمان با او برقرار است. اما ارتباط سازنده، معنایی عمیق‌تر از تبادل کلمات روزمره دارد.

تعریف ارتباط مؤثر در روانشناسی کودک

در روانشناسی کودک، ارتباط مؤثر را نوعی تبادل دوطرفه تعریف می‌کنند که در آن هم پیام والد به‌درستی به کودک می‌رسد و هم احساسات و نیاز کودک بدون سانسور به والد منتقل می‌شود. این نوع ارتباط فقط درباره صحبت کردن نیست؛ لحن صدا، حالت چهره، زمان‌بندی گفت‌وگو و حتی سکوت‌های بین کلمات هم بخشی از آن هستند. کودک وقتی احساس کند حرفش شنیده می‌شود، شکل نگاهش به خودش و به دنیا تغییر می‌کند؛ او یاد می‌گیرد که وجودش اهمیت دارد، نه فقط رفتار خوبش.

تفاوت ارتباط عادی با ارتباط مؤثر

بیشتر گفت‌وگوهای روزمره ما با بچه‌ها حول محور دستور و کنترل می‌چرخد: «کفشاتو بپوش»، «دیرمون شد»، «باز چرا اتاقت به‌هم‌ریخته‌ست؟». این‌ها ارتباط‌اند، اما مؤثر نیستند، چون فقط یک‌طرفه جریان دارند. در ارتباط عادی، هدف رساندن پیام والد است؛ در ارتباط مؤثر، هدف رسیدن به تفاهم است. تفاوت اصلی در نتیجه دیده می‌شود: بعد از یک ارتباط عادی تکراری، کودک فقط تسلیم می‌شود یا لجبازی می‌کند؛ اما بعد از یک ارتباط مؤثر، کودک همکاری می‌کند چون خودش قانع شده، نه چون مجبور شده!

چرا برخی والدین با وجود محبت زیاد، ارتباط مؤثر ندارند؟

این یکی از شایع‌ترین دغدغه‌هایی است که در جلسات مشاوره کودک شنیده می‌شود: «من که این‌قدر دوستش دارم، پس چرا حرفم را نمی‌فهمد؟» واقعیت این است که محبت شرط لازم است، نه کافی. خیلی از والدین محبت را با در دسترس بودن جسمی اشتباه می‌گیرند، در حالی که کودک به حضور ذهنی نیاز دارد. برخی دیگر عادت دارند به‌جای گوش دادن، سریع راه‌حل بدهند یا نصیحت کنند؛ این کار در لحظه احساس خوبی به والد می‌دهد اما کودک را در برقراری ارتباط بی‌انگیزه می‌کند. عده‌ای هم به دلیل خستگی روزمره، خیلی زود عصبی می‌شوند و پیام واقعی‌شان زیر لایه‌ای از تحکم گم می‌شود.

چرا ارتباط مؤثر با کودکان اهمیت دارد؟

سال‌های اول زندگی، پایه‌ی الگوهای ارتباطی آینده‌ هر فرد را می‌سازد. کودکی که در خانه یاد می‌گیرد احساساتش شنیده می‌شود، در بزرگسالی هم راحت‌تر می‌تواند نیازهایش را بیان کند، مرز تعیین کند و روابط سالم بسازد. برعکس، کودکی که مدام سرکوب یا نادیده گرفته شده، معمولاً یا در بزرگسالی منزوی می‌شود یا پرخاشگرانه واکنش نشان می‌دهد. پژوهش‌های حوزه رشد کودک بارها نشان داده‌اند که کیفیت گفت‌وگوی روزانه با کودک، رشد زبانی، مهارت حل مسئله و حتی عملکرد تحصیلی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. از طرف دیگر، ارتباط مؤثر پلی است که والد را از نیازهای عاطفی کودک باخبر می‌کند؛ بدون این پل، خیلی از رفتارهای بد کودک در واقع فریادهای خاموشی هستند که کسی آن‌ها را نشنیده.

برقراری ارتباط موثر با فرزندم چگونه انجام میشود؟

اصول طلایی ارتباط مؤثر با کودک

ارتباط به دو دسته­‌ی عمده ارتباط کلامی و ارتباط غیرکلامی تبیین می­‌گردد.

ارتباط کلامی به برقراری ارتباط از طریق کلمات اشاره دارد که شامل موارد زیر است:

  • آهنگ و تن صدا
  • کلمات مورد استفاده
  • لهجه یا کاربرد زبان به روشی قابل درک برای کودک

ارتباط غیرکلامی به ارتباط عمدی و غیرعمدی به واسطه­‌ی زبان بدن اشاره دارد. این ارتباط شامل مواردی نظیر مثال­‌های زیر است:

  • تظاهارات چهره‌­ای
  • تماس چشمی
  • فضای شخصی
  • ژست­ها
  • لمس جسمانی نظیر در آغوش گرفتن

راهکارهای زیر جهت بهبود مهارت­‌های ارتباط کلامی و غیرکلامی والدین پیشنهاد می­‌شود:

  • گوش کردن فعال

گوش کردن فعال به کودکان احساس شنیده و درک شدن خواهند داد. شما می­توانید با همراه کردن لبخند تحسین و تکان سر با معنای تایید، نقش فعالی را در این ارتباط ایفا کرده و نشان دهید که برای سخنان او ارزش قائل هستید. هم قد کودک شدن (قرار گرفتن در ارتفاع یکسان با او)، موجب تقویت احساس امنیت و بهبود ارتباط میان شما خواهد شد.

با پرسیدن سوالاتی نظیر “چی شد؟” “چطور؟”، میزان اهمیت سخنان او را برای خودتان نشان دهید. این کار به کودکتان کمک می­کند تا مهارت­های ارتباطی خود را بهبود بخشیده، و روایت­گری را تقویت نماید.

  • گوش کردن انعکاسی

بهترین راه برای نشان دادن این که به کودکتان و آنچه می­گوید اهمیت می­دهید و برای شما جالب است، آن است که مانند یک آیینه عمل کنید. هرآنچه را که به شما می­گویند با کلمات متفاوتی برای آنها تکرار کنید. به طور مثال، اگر کودکتان می­گوید که “من دیگه با سارا بازی نمی­کنم”، شما می­توانید اینگونه جمله او را تکرار کنید “دیگه با دوستت بازی نمی­کنی؟”

این کار به کودکتان این امکان را می­دهد تا بدون قضاوت شدن احساساتشان را ابراز کنند. متعجب خواهید شد وقتی ببینید با این کار چقدر به کودک خود و رشد هیجاناتش کمک کرده­اید!

  1. شفاف صحبت کردن

از زبانی استفاده کنید که متناسب با سن و سطح درکی کودکتان باشد. شفاف و صریح باشید، و جملات را در لفافه بیان نکنید. استفاده از زبان قابل درک موجب تسهیل ارتباط و تعامل میان شما وکودکتان خواهد شد. جملات شما باید احترام و عشق را به کودکتان منتقل کنند.

  • کودکتان را گول نزنید

پیشنهاد پاداش­هایی نظیر شکلات برای رفتارهای ساده ممکن است موجب این شود که کودک احساس کند با این کار می­تواند به شما امکان کنترل نسبی و کوتاه مدت را بدهد اما مرزی برای رفتارهایش وجود نخواهد داشت و همین امر موجب ایجاد تنش در روابط شما و فرزندتان خواهد شد. انتظارات و توقعات واقع­بینانه­ای را درمورد آنچه از کودک خود انتظار دارید تعیین کنید، رفتارهای مطلوب و کارآمد او را تشویق نمایید، و پاداشی را متناسب (عادلانه) با عمل کودک به او ارائه کنید.

  • احساسات را تفسیر کنید

آشنایی با انواع احساسات، شناسایی و بازشناسی آنان برای کمک به رشد هوش هیجانی کودکتان ضروری است. زمانی که کودکتان درمورد احساساتی که تجربه کرده است برای شما صحبت می­کند، با همدلی و بدون قضاوت به حرف­هایش گوش دهید. از منظر آنها به زندگی نگاه کنید و تا حد ممکن خودتان را به جای آنها بگذارید. اگر کودکتان در حال تجربه­ی احساس اندوه و یا شادی است به اوکمک کنید تا درباره­ی احساساتش صحبت کند، آنها را نام­گذاری و تا حد امکان توصیف نماید.

اگر کودک خجالتی دارید و یکی از موانع ارتباطی را این موضوع می دانید توصیه میکنیم نوشته زیر را در مجله منکا بخوانید:

کودک خجالتی، علل و راهکارهایی برای درمان کودک کم رو 

راهکارهایی برای والدین در برخورد با کودکان خجالتی

  •  از عبارات “توجه” استفاده کنید

هنگامی که کودکتان را برای انجام کاری تشویق و ستایش می­کنید، موجب ایجاد احساس مثبت در او شده و به او می­آموزید که انتظار چه رفتاری را از او دارید. بهجای گفتن عبارات کلی نظیر “آفرین”، “کارت درسته” و … از عبارات اختصاصی­تر همراه با جملات تاییدی اسفادهکنید. مثال “من دیدم که بعد از تموم شدن بازی، اسباب­بازی­هات رو مرتب کردی، خیلی کار خوبی کردی، آفرین”.

  • با هم تفریح کنید

هر میزان که کودکتان بزرگ­تر می­شود، فرزندپروری به تکلیفی پیچیده­تر تبدیل می­شود. به همین دلیل نیز وقت­گذارانی و داشتن تفریحات و مکالمات مشترک هر روز بیش از پیش اهمیت می­یابد. با گفتن نکات مثبت درباره­ی آنچه کودکتان به آن اهمیت می­هد و علاقه­مند است، وارد رابطه با او شوید. به علایق و خواسته­های او توجه کنید و با هم خوشگذرانی کرده و تفریح کنید. و این جمله را همواره به خاطر بسپارید: با کودکتان بخندید اما نه به کودکتان!

  • روی رفتار تمرکز کنید

اگر درمورد چیزی از کودکتان ناراحت و یا عصبانی هستید، مراقب باشید که انتقادها و نظرات شما رفتار او و نه شخص خودش را نشانه گرفته باشد. به طور مثال، به جای آنکه بگویید، “وقتی که شلخه و بی­نظم هستی ناراحت می­شوم”، می­توانید بگویید، “وقتی که لباس­هایت را روی زمین رها می­کنی ناراحت می­شوم”.

  • الگو باشید

توجه داشته باشید که چه الگویی برای کودکتان هستید. والدین راهنمای کودک در ورود به دنیای بیرون هستند. آنچه که کودکتان در اعمال شما می­بیند بسیار مهم­تر از آن چیزی است که از شما می­شنود.

تنها زمانی به کودکتان قول دهید که اطمینان دارید می­توانید نسبت به آن پایبند باشید. این امر موجب ایجاد احساس اعتماد و تقویت و ماندگاری آن میان شما و فرزندتان خواهد شد.

راهکارهایی برای والدین تا ارتباط موثرتری با فرزندان خود داشته باشند؟

  1. تفاوت­ های نسلی

والدین و فرزندان ممکن است به دلیل تفاوت­های نسلی، در باورها، ارزش ­ها و متعاقبا رفتار خود اختلاف نظر داشته و همین امر موجب ایجاد شکاف ارتباطی میان آن ها گردد.

  1. موانع زبانی

تفاوت در زبان بیانی و عدم تناسب زبان با سطح درک و سن کودک ممکن است موجب فاصله گرفتن و شکاف ارتباطی میان والد و کودک گردد.

  1. چرخه­ های قدرت

والدین ممکن است گاهی از قدرت و اقتدار خود به گونه­ ای غلط و به ویژه ناعادلانه استفاده کنند. همواره انتظارات و خواسته­های روشنی از کودک خود داشته باشید. اشتباهات خود را بپذیرید، زمانی که حق با کودکتان است او را تایید کنید و الگوی درستی و عدالت باشید.

  1. محدودیت­ های زمانی

برقراری ارتباط موثر با کودک، نیازمند زمان و انرژی قابل ملاحظه­ ای است. در نتیجه محدودیت­ های زمانی به دلیل تحصیل یا شغل والدین و متعاقبا فقدان انرژی کافی، موجب محدودیت در برقراری ارتباط می­گردد.

  1. رواج تکنولوژی

پرداختن و درگیری بیش از حد با تکنولوژی چه از سوی کودک و چه والدین، موجب ایجاد محدودیت در برقراری ارتباط میان والد و کودک گردد.

  1. موانع هیجانی

در صورتی که والدین یا کودک هیجانات شدیدی را نظیر ترس، فقدان، سوگ، اندوه و … را تجربه نمایند، برقراری ارتباط فرآیندی دشوارتر خواهد بود. تجربه­ ی احساسات شدید موجب کاهش توانایی درک متقابل، بیان احساسات و گوش کردن فعال خواهند شد.

چگونه با کودک لجباز یا پرخاشگر ارتباط مؤثر برقرار کنیم؟

لجبازی و پرخاشگری اغلب زبان بدن احساساتی هستند که کودک هنوز نمی‌تواند با کلمه بیانشان کند. اولین قدم، تغییر نگاه والد است: به‌جای دیدن این رفتار به‌عنوان دشمنی، آن را نشانه‌ی یک نیاز برآورده‌نشده ببینید. وقتی کودک فریاد می‌زند یا نه تکرار می‌کند، بلندتر حرف زدن یا فریاد متقابل تنها آتش را شعله‌ورتر می‌کند. در عوض:

  1. اول آرام شوید؛ کودک نمی‌تواند از والدی که خودش عصبانی است، آرامش یاد بگیرد.
  2. احساس او را نام‌گذاری کنید: «فکر کنم الان خیلی عصبانی‌ای چون…».
  3. قبل از تعیین قانون، به حرفش گوش دهید؛ خیلی از لجبازی‌ها وقتی کودک احساس شنیده‌شدن کند، فروکش می‌کند.
  4. پیامدهای رفتار را از قبل و با لحنی محکم اما بدون تحقیر توضیح دهید، نه در لحظه‌ عصبانیت.
  5. اگر رفتار خشونت‌آمیز مکرر یا شدید شد، این نشانه‌ای است که باید فراتر از راهکارهای خانگی حرکت کنید و از یک متخصص کمک بگیرید.

اشتباهات رایج والدین در ارتباط با کودکان

  • مقایسه کردن با دیگران: «ببین فلانی چقدر آروم‌تر از توئه» فقط حس بی‌کفایتی می‌سازد، نه انگیزه.
  • پرسیدن سوال‌های بسته: «روزت خوب بود؟» معمولاً با «آره» جواب داده می‌شود؛ سوال‌های باز مثل «امروز چه چیزی خنده‌دار بود؟» گفت‌وگو را باز می‌کند.
  • قطع کردن مداوم حرف کودک: حتی اگر حرفش کودکانه به نظر برسد، قطع کردنش پیام می‌دهد که حرفش مهم نیست.
  • تهدیدهای اجرانشدنی: «اگه این کارو بکنی دیگه هیچ‌وقت نمی‌بریمت بیرون!» اعتبار حرف والد را از بین می‌برد.
  • پاسخ دادن به گوشی به‌جای چشم‌های کودک: لحظه‌های کوتاه اما بی‌حواس‌پرتی، از ساعت‌ها بودن حواس‌پرت ارزشمندتر است.

تکنیک‌های عملی برای تقویت ارتباط با کودک (راهنمای قدم‌به‌قدم)

برای اینکه این اصول به عادت روزمره تبدیل شوند، این مراحل را امتحان کنید:

قدم اول: بیست دقیقه‌ بدون مزاحمت. هر روز، حتی در شلوغ‌ترین برنامه، بیست دقیقه فقط برای کودک بگذارید؛ بدون گوشی، بدون کار نیمه‌تمام.

قدم دوم: بازتاب احساسات، نه فقط شنیدن کلمات. وقتی می‌گوید «امروز کسی با من بازی نکرد»، به‌جای پریدن به راه‌حل، بگویید «حتماً خیلی ناراحتت کرده».

قدم سوم: از جملات «من» به‌جای «تو» استفاده کنید. «من نگران می‌شوم وقتی دیر می‌آیی» تأثیرش خیلی بیشتر از «تو همیشه دیر می‌آیی» است.

قدم چهارم: به بازی به چشم یک زبان نگاه کنید. بازی برای کودک، همان چیزی است که حرف زدن با کودک برای بزرگسالان است؛ گاهی به‌جای پرسیدن مستقیم، وارد بازی او شوید و بگذارید احساساتش از دل بازی بیرون بریزد.

قدم پنجم: مرور روزانه با خودتان. شب‌ ها چند دقیقه مرور کنید که امروز کجا واقعاً گوش دادید و کجا فقط دستور دادید؛ این خودآگاهی ساده، رفتار فردا را تغییر می‌دهد.

ارتباط مؤثر با کودک در سنین مختلف

نیاز ارتباطی کودک با سنش تغییر می‌کند و روش‌هایی که برای یک نوپا جواب می‌دهد، ممکن است برای یک نوجوان اصلاً کارساز نباشد.

ارتباط با کودک ۲ تا ۴ سال

در این سن، زبان بدن از کلمات مهم‌تر است. تماس چشمی، لحن آرام، جمله‌های کوتاه و تکرار صبورانه، پایه‌ی ارتباط را می‌سازد. کودک هنوز واژگان کافی برای بیان احساسات پیچیده ندارد، پس بیشتر رفتارش، زبان اوست.

ارتباط با کودک ۵ تا ۷ سال

در این بازه، کنجکاوی و پرسشگری اوج می‌گیرد. کودک دوست دارد دلیل چرا ها را بداند. توضیح دادن به‌جای فقط دستور دادن، در این سن معجزه می‌کند و پایه‌ی تفکر منطقی او را می‌سازد.

ارتباط با کودک ۸ تا ۱۲ سال

در این سن، احساس استقلال پررنگ‌تر می‌شود و کودک انتظار دارد نظرش جدی گرفته شود. مشورت گرفتن از او در تصمیم‌های کوچک خانوادگی، حس مسئولیت‌پذیری و اعتمادبه‌نفس را در او تقویت می‌کند.

ارتباط با نوجوانان

نوجوان بیشتر از هر سنی به حریم خصوصی و احترام نیاز دارد. سوال‌پیچ کردن یا واکنش شدید به حرف‌هایش، در گفت‌وگو را می‌بندد. در این سن، بهترین راه، در دسترس بودن بدون فشار است؛ یعنی نشان دادن اینکه هر وقت خواست حرف بزند، شما آماده‌اید بدون قضاوت گوش دهید.

نقش ارتباط مؤثر در کشف استعدادهای کودک

خیلی از والدین گمان می‌کنند کشف استعداد کودک فقط با آزمون‌های تخصصی یا کلاس‌های متعدد اتفاق می‌افتد، در حالی که همه‌چیز از یک گفت‌وگوی ساده شروع می‌شود. وقتی ارتباط بین والد و کودک باز و بدون قضاوت باشد، کودک راحت‌تر علاقه‌ها و کنجکاوی‌های واقعی‌اش را نشان می‌دهد؛ همان علاقه‌هایی که ریشه‌ی استعدادهای آینده‌اش هستند. کودکی که می‌ترسد نظرش مسخره شود یا سرکوب شود، خیلی از علاقه‌هایش را هم پنهان می‌کند. برعکس، در فضایی که ارتباط سالم حاکم است، والد متوجه می‌شود فرزندش به موسیقی حساس‌تر است یا به حل مسئله علاقه دارد، و می‌تواند این علاقه را هدفمند پرورش دهد.

برای ارتباط مؤثر چه زمانی باید از مشاور کودک کمک بگیریم؟

بعضی چالش‌ها با صبر و تمرین در خانه حل می‌شوند، اما گاهی نشانه‌هایی وجود دارد که باید جدی گرفته شوند: کودک به‌طور مداوم از صحبت کردن با خانواده امتناع می‌کند، رفتار پرخاشگرانه شدید و مکرر دارد، پسرفت ناگهانی در رفتار یا تحصیل نشان می‌دهد، یا نشانه‌های اضطراب و انزوای عمیق دارد. در چنین مواردی، تأخیر در گرفتن کمک فقط فاصله را بیشتر می‌کند. جلسه‌ی مشاوره کودک فرصتی است تا هم ریشه‌ی رفتار شناسایی شود و هم والدین ابزارهای عملی و متناسب با شخصیت فرزندشان را یاد بگیرند. اگر احساس می‌کنید تنها مانده‌اید، همین حالا می‌توانید با کارشناسان منکا هماهنگ کنید تا مسیر را با راهنمایی تخصصی طی کنید. (تماس:۰۹۱۳۳۱۷۰۱۵۲)

سوالات متداول

چرا فرزندم با من صحبت نمی‌کند؟

معمولاً دلیلش تجربه‌های قبلی از قطع شدن حرف، قضاوت شدن یا نادیده گرفته شدن احساساتش است. با گوش دادن بدون قضاوت و صبر، اعتماد او دوباره برمی‌گردد.

چگونه با کودک لجباز رفتار کنیم؟

 آرامش خودتان را حفظ کنید، احساسش را قبل از تعیین قانون بشنوید و به‌جای تهدید، پیامد رفتار را با لحنی محکم و بدون تحقیر توضیح دهید.

چگونه اعتماد کودک را جلب کنیم؟

 با صداقت، وفای به وعده‌های کوچک روزمره و گوش دادن واقعی؛ اعتماد در جزئیات کوچک روزانه ساخته می‌شود، نه در حرف‌های بزرگ.

بهترین روش صحبت کردن با کودک چیست؟

هم‌سطح شدن جسمی، استفاده از جمله‌های کوتاه و واضح، و بازتاب احساسات به‌جای پرش سریع به نصیحت یا راه‌حل.

آیا تنبیه باعث بهبود رفتار کودک می‌شود؟

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آنچه خواهید خواند:

مقالات دیگر

آموزش حمام رفتن کودکان در میان سایر موارد آموزش بهداشت فردی به کودکان از دغدغه‌های جدی والدین است. به هر حال استقلال در کودکان پله پله و به بهانه‌های زیبایی مانند این موضوع شکل می‌گیرد. حمام کردن یکی از مهم‌ترین بخش‌های مراقبت از بهداشت کودکان است و نقش مهمی در حفظ سلامت پوست و جلوگیری از عفونت‌ها دارد. از سوی دیگر، حمام کردن برای کودکان می‌تواند فرصتی برای بازی و تجربه‌ی لذت‌بخش باشد. آموزش اصولی و تدریجی این مهارت به کودکان، ضمن ایجاد حس استقلال، به آن‌ها کمک می‌کند تا اهمیت بهداشت را درک کنند و به آن علاقه‌مند شوند. والدین می‌توانند با صبر و شیوه‌های جذاب، کودک را به حمام کردن علاقه‌مند کرده و از این فعالیت روزانه تجربه‌ای خوشایند و ایمن بسازند.
منکا
وبلاگ
8 ماه پیش
همراهان عزيز منكا✨

براي اطلاع از روند كاري مجموعه كودك منكا در كانال بله يا ايتا عضو شويد.🩵