در مسیر پرورش فرزندان، پیوند بین کودک و والدین یکی از عمیقترین روابط است. در حالی که وابستگی بخش طبیعی از دوران کودکی محسوب میشود، وابستگی بیش از حد کودکان به والدین مانعی در رشد و استقلال آنها خواهد بود. برای درک اطلاعات بیشتر در مورد وابستگی کودک به مادر یا پدرش، علل این عارضه و راهکارهای موثر برای تقویت استقلال در عین تقویت پیوند والدین و کودکان به راهنمای زیر نگاهی بیندازید.
وابستگی کودک چیست؟ چه تفاوتی با دلبستگی سالم دارد؟
وابستگی کودک به معنای اتکای او به والدین خود برای حمایت عاطفی، جسمی و روانی است. این وابستگی برای رشد اولیه اهمیت بالایی دارد؛ زیرا احساس امنیت و اطمینان را در کودکان ایجاد میکند. با این حال هنگامی که وابستگی بیش از حد شود، به چالشهایی در توانایی کودک برای پیمایش روند مستقل در جهان هستی منجر خواهد شد.
اما اینجا یک نکته مهم وجود دارد که خیلی از والدین با آن اشتباه میگیرند: دلبستگی سالم با وابستگی افراطی فرق دارد. دلبستگی سالم یعنی کودک میداند والدینش پایگاه امنی برای او هستند؛ او از این پایگاه برای کشف دنیای اطراف استفاده میکند، گاهی برمیگردد تا آرامش بگیرد و دوباره میرود تا بازی کند یا با دیگران ارتباط بگیرد. در مقابل، وابستگی ناسالم یعنی کودک اصلاً جرات دور شدن از پایگاه امن را ندارد؛ حضور والد برایش یک شرط ثابت برای هر فعالیتی میشود، نه یک تکیهگاه موقت. به بیان دیگر، دلبستگی سالم پلی برای رفتن به سمت استقلال است، در حالی که وابستگی افراطی مانعی در برابر همین حرکت طبیعی رشد به حساب میآید.
مراحل طبیعی وابستگی در رشد کودک
وابستگی بخش طبیعی از روند رشد کودکان است که با مراحل مختلفی قابل شناسایی خواهد بود. در بخشهای بعدی مراحل طبیعی وابستگی کودک در دورههای رشد مختلف را شرح میدهیم.

نوزادی
در این دوره از زندگی، کودکان به طور کامل وابسته والدین یا مراقبان خود هستند. این مرحله از وابستگی برای بقا و آسایش نوزاد الزامی است.
کودک نوپا
کودکان در سنینی که کمی راه میروند و تواناییهای آنها افزایش پیدا میکند، وابستگی کمتری را تجربه خواهند کرد اما همچنان به دنبال اطمینان خاطر از طریق والدین خود هستند.
سن پیش دبستانی
در این سن کودک به ابزار استقلال شروع میکند و دوست دارد خود را فردی مستقل و بینیاز نشان دهد در حالی که هنوز به حمایت والدین خود نیاز دارد.
سن مدرسه
در این مرحله از رشد وابستگی و البته کودکان، استقلال بیشتری را شاهد خواهیم بود اما همچنان پیوندهای عاطفی کودکان با والدین آنها بسیار قوی و پابرجا است.
| سن کودک | رفتار طبیعی | رفتار هشداردهنده |
| ۶ تا ۱۰ ماهگی | ترس از غریبه و کمی بیقراری هنگام جدایی کوتاه از مادر | جیغ و گریه ممتد حتی در آغوش مادر، بیقراری شدید هنگام خواب |
| ۱۰ تا ۱۸ ماهگی | اوج اضطراب جدایی، چسبیدن به والد در محیط ناآشنا | استفراغ یا تب کاذب هنگام جدایی، گریه بیش از یک ساعت پس از رفتن والد |
| ۱۸ ماهگی تا ۳ سالگی | ترجیح یکی از والدین در برخی موقعیتها، نیاز به یک آیین کوتاه خداحافظی | امتناع کامل از حضور در مهد پس از چند هفته عادت، قطع کامل بازی با همسنوسالان |
| ۳ تا ۵ سالگی | کاهش تدریجی اضطراب جدایی، توانایی ماندن نزد آشنایان به مدت کوتاه | ادامه اضطراب شدید جدایی، صحبت مکرر از ترس تنها ماندن، بیدار شدنهای شبانه مکرر |
| ۶ تا ۷ سالگی (سن مدرسه) | استقلال نسبی در بازی و تکالیف، رابطه راحت با معلم و همکلاسیها | امتناع از رفتن به مدرسه، دلدرد یا سردرد مکرر صبحها بدون علت پزشکی |
انواع وابستگی کودک به مادر و پدر
براساس تحقیقات و گزارشهایی که در این مورد انجام شده است، نقش مادر در تربیت کودک بسیار موثرتر از پدران است و کودکان انواع مختلفی از وابستگی به مادر را از خود نشان میدهند که در بخشهای بعدی برخی از رایجترین آنها را به طور خلاصه معرفی میکنیم.
وابستگی عاطفی
منظور از وابستگی عاطفی کودکان حس جستجوی آسایش در آنها است. این وابستگی به معنای کسب اطمینان خاطر از والدین خواهد بود. در درجه اول وابستگی عاطفی نسبت به یکی از والدین همیشه بیشتر است.
وابستگی جسمی
وابستگی جسمی به معنای تکیه کودک به والدین برای انجام فعالیتهای عادی خود است. طی این نوع وابستگی کودک حتی برای اجرای برخی از کارهای روزمره خود به والدین وابستگی و نیاز دارد.
وابستگی اجتماعی
متاسفانه برخی از کودکان به مشکل وابستگی اجتماعی دچار هستند. طی این عارضه کودک در تعامل با همسالان خود بدون حضور والدینش مشکل دارد. این نوع وابستگی از جمله غیرمنطقیترین وابستگیها در کودکان به حساب میآید که باید با کمک مشاوران رفع شود.
علائم وابستگی شدید کودک به مادر یا پدر
تشخیص وابستگی افراطی از رفتار طبیعی سنی گاهی سخت است، اما این نشانهها معمولاً زنگ خطر محسوب میشوند:
- گریه شدید و طولانیمدت (بیش از چند دقیقه) هنگام هر جدایی، حتی جداییهای کوتاه و روزمره
- امتناع از ماندن حتی با بزرگسالان آشنا مثل پدربزرگ، مادربزرگ یا عمو و خاله
- بروز علائم جسمی مانند دلدرد، سردرد یا حالت تهوع دقیقاً پیش از جدایی
- بازگشت به رفتارهای دوران کوچکی مثل انگشت مکیدن یا شبادراری پس از یک اتفاق استرسزا
- ترس شدید از خوابیدن تنها، حتی در سنینی که معمولاً این ترس کمرنگ شده است
- اجتناب مداوم از بازی مستقل یا بازی با همسنوسالان بدون حضور والد
- نیاز به کمک والد برای کارهای سادهای که از نظر سنی باید مستقل انجام شوند
- اضطراب پیشبینیشده؛ یعنی کودک از همان صبح، پیش از وقوع جدایی واقعی، ناآرام و مضطرب میشود
علل و عوامل ایجاد وابستگی شدید در کودکان
توجه داشته باشید که همه کودکان در سنین پایین به والدین خود وابسته هستند اما با گذر زمان، این وابستگی باید رفع شود. در صورتی که فرزند شما همچنان با وابستگی شدید روبرو است، باید به فکر بررسی علل و عوامل این عارضه باشید. در بخشهای بعدی اصلیترین علل و عوامل موثر بر وابستگی شدید کودکان را توضیح میدهیم.
فرزند پروری متناقض
پاسخهای غیر قابل پیشبینی به نیازهای کودکان میتواند در او اضطراب ایجاد کند. همین مسئله نیز باعث وابستگی کودک به والدین میشود و از جمله عواملی است شما را با یک کودک خجالتی روبرو خواهد کرد.
محافظت بیش از حد
همه ما میدانیم حفاظت بیش از حد از کودکان نه تنها مفید نیست، بلکه ضررهایی به همراه دارد. والدینی که بیش از حد از فرزندان خود محافظت میکنند، با چالشهای مختلفی روبرو خواهند شد. این والدین به طور ناخواسته وابستگی را در کودکان خود تقویت میکنند.
ایجاد دلبستگی عمدی
دلبستگیها نیز به چند دسته تقسیمبندی میشوند که نوع ایمن آن جزء وابستگیهای سالم خواهد بود و استقلال لازم را در کودکان ترویج میدهد. این در حالی است که دلبستگیهای ناایمن به وابستگی شدید و آسیب رسان منجر خواهد شد.
اختلالات روانی
متاسفانه برخی از کودکان با شرایطی همانند اضطراب شدید و اختلالات روانی سخت دست و پنجه نرم میکنند. همین مشکلات و اختلالات روانی در کودکان وابستگی را در کودکان تشدید خواهد کرد.
اضطراب جدایی
اضطراب جدایی بخشی طبیعی از رشد است و معمولاً بین ۶ تا ۱۸ ماهگی اوج میگیرد و تا حدود ۳ سالگی ادامه دارد. اما وقتی این اضطراب با سن کودک هماهنگ نباشد -مثلاً کودک ۵ یا ۶ ساله همچنان با همان شدت اولیه واکنش نشان دهد- به یکی از اصلیترین علتهای وابستگی شدید تبدیل میشود. تجربههای استرسزای تکراری، مانند جداییهای طولانی یا ناگهانی، میتواند این اضطراب طبیعی را تشدید کرده و آن را به الگویی پایدار تبدیل کند.
کمبود توجه عاطفی یا در دسترس نبودن والد
نکته جالب اینجاست که هر دو سر طیف میتواند وابستگی ایجاد کند. از یک طرف، وقتی والد به دلیل کار، خستگی یا مشغله ذهنی بهطور مداوم در دسترس نیست، کودک برای جبران این کمبود، در لحظاتی که والد حضور دارد، بیشتر به او میچسبد. از طرف دیگر، مراقبت بیشازحد و حضور دائمی و کنترلگرانه والد هم میتواند به کودک این پیام را بدهد که دنیای بیرون از دایره والدین ناامن است. هر دو حالت، در نهایت به یک نتیجه مشترک میرسند: کودک اعتماد لازم برای فاصله گرفتن را پیدا نمیکند.
تغییرات مهم زندگی کودک
تولد خواهر یا برادر، طلاق یا اختلافات شدید والدین، جابهجایی منزل، بستری شدن یا بیماری یکی از اعضای خانواده، و حتی شروع مهدکودک یا مدرسه، همگی میتوانند بهطور موقت یا طولانیمدت وابستگی کودک را تشدید کنند. کودک در این شرایط برای بازیابی حس امنیت ازدسترفته، به نزدیکترین منبع امنیت یعنی والدینش پناه میبرد.
ویژگیهای خلقی کودک
برخی کودکان از نظر خلقوخو حساستر، درونگراتر یا محتاطتر متولد میشوند. این کودکان معمولاً آستانه پایینتری برای تحمل استرس دارند و در مواجهه با محیطها یا آدمهای جدید، دیرتر گرم میشوند. این ویژگی ذاتی بهتنهایی مشکل نیست، اما در ترکیب با سبک فرزندپروری بیشحمایتگر یا استرس محیطی، زمینه ساز وابستگی شدیدتر میشود. جالب است بدانید که استرس در کودکان اغلب بازتاب مستقیم استرس والدین است؛ خانوادهای که خودش دائم مضطرب و نگران است، ناخواسته همین حس را به کودک منتقل میکند.
چرا بعضی کودکان فقط به مادر یا فقط به پدر وابسته میشوند؟
خیلی از والدین از خودشان میپرسند چرا فرزندشان همیشه دنبال یکی از آنهاست و انگار دیگری برایش «کماهمیتتر» است. پاسخ این سوال معمولاً به ترکیبی از نقشهای زیستی، الگوی حضور روزانه و سبک تعامل هر والد برمیگردد.
علت وابستگی کودک به مادر
در ماههای نخست زندگی، ارتباط زیستی مادر و کودک (بهویژه در دوران شیردهی) پایه اصلی حس امنیت نوزاد را شکل میدهد. علاوه بر این، در بسیاری از خانوادهها، مادر بیشترین زمان روزانه را در کنار کودک میگذراند و مسئول کارهای تکرارشونده مثل غذا دادن، خواباندن و آرام کردن اوست. این ثبات و تکرار باعث میشود کودک ناخودآگاه مادر را بهعنوان اولین و مطمئنترین منبع آرامش بشناسد و در لحظات اضطراب، اول به سراغ او برود.
علت وابستگی کودک به پدر
از سوی دیگر، وقتی پدر نقش پررنگ تری در بازی، فعالیتهای بدنی و لحظات شاد کودک دارد، ممکن است کودک برای «هیجان و امنیت جسمی» به سمت پدر گرایش پیدا کند. این وابستگی گاهی در دورههایی از رشد که کودک در حال تمرین استقلال از مادر است پررنگتر میشود؛ انتخاب پدر در این مقطع نوعی تمرین برای کشف روابط جدید و کسب حس خودمختاری است. همچنین اگر مادر مشغله بیشتری داشته باشد یا پدر آرامتر و پیشبینیپذیرتر رفتار کند، کودک بهطور طبیعی همان والد دردسترستر و آرامتر را ترجیح میدهد.
پیامدهای وابستگی بیش از حد کودک
وقتی وابستگی افراطی برطرف نشود و در طول زمان ادامه پیدا کند، میتواند اثرات قابلتوجهی روی مسیر رشد کودک بگذارد:
-
- تأخیر در کسب استقلال و مسئولیتپذیری در کارهای روزمره
- اضطراب اجتماعی و دشواری در برقراری ارتباط با همسنوسالان
- مشکل در سازگاری با مهدکودک، مدرسه یا هر محیط جدید
- کاهش اعتمادبهنفس و احساس ناتوانی در حل مسائل بهتنهایی
- در بلندمدت، احتمال بروز الگوهای وابستگی مشابه در روابط بزرگسالی
- فرسودگی و استرس روانی برای والدین، بهویژه مادر یا پدری که همیشه در دسترس بودن از او انتظار میرود
- تأثیر منفی بر رابطه زناشویی، وقتی همه توجه خانواده صرف مدیریت وابستگی کودک میشود
پیشگیری از وابستگی کودک به والدین

برای اینکه از وابستگی فرزند خود جلوگیری کنید، باید از سنین پایین استقلال او را تقویت کرده و به توسعه این حس او کمک کنید. به عبارت دیگر جلوگیری از وابستگی بیش از حد از سنین پایین شروع میشود و استراتژیهای مختلفی دارد که در بخشهای بعدی آنها را شرح میدهیم.
تشویق به کشف
به کودک خود اجازه دهید تا محیط اطراف خود را با خیال راحت کشف کند. اگر فرزند خود را از محیط پیرامون نترسانید و دورادور مراقب او باشید، کودک به تنهایی در محیط اطراف خود کاوش میکند و کم کم حس استقلال را درک خواهد کرد. بدین ترتیب از وابستگی او به والدینش کاسته میشود.
ترویج روند حل مسئله
کودکان را تشویق کنید که به تنهایی و بر پایه استقلال شخصی خود با چالشهای مختلف روبرو شوند. در صورت بروز هر مشکل و دردسر اجازه دهید فرزند شما خودش به تنهایی برای رفع مسئله اقدام کند و خیلی او را به روشهای حل مسئله خود محدود نکنید. با این کار استقلال فرزند شما افزایش یافته و وابستگی او کم میشود.
تعیین حد و مرز مشخص
انتظارات روشن و واضحی را بیان کنید و از فرزند خود بخواهید این انتظارات را در زمان مشخصی و به تنهایی برآورده کنند. با این روش مسئولیتپذیری کودک شما ارتقا مییابد. تعیین حد و مرز نه تنها در حوزه کاهش وابستگی بلکه در روند توسعه مسئولیتپذیری کودکان موثر است.
راهکارهایی برای کاهش وابستگی کودک
در صورتی که فرزند شما بیش از حد دچار وابستگی است، باید از سنین پایین این عارضه را تشخیص دهید و برای رفع آن دست به کار شوید. به منظور تقویت استقلال در کودکان باید به روشها و موارد زیر توجه داشته باشید.
| راهکار | مثال | نتیجه |
| تشویق مهارت خودیاری | به کودکان بیاموزید خودشان لباسهایشان را بپوشند و آنها را تمیز کنند | توسعه قدرت مدیریت کارهای کوچک |
| جدا کردن جای خواب کودک | به تدریج کودکان را به تختهای خودشان منتقل کنید | تقویت ویژگی خودآرامی |
| محدود کردن حمایت بیش از حد | اجازه دهید فرزند شما با چالشهای قابل مدیریت و جزئی روبرو شود | افزایش اعتماد به نفس |
| ترویج تعامل اجتماعی | قرارهای بازی و فعالیتهای گروهی تعیین کنید | افزایش مهارتهای اجتماعی |
| درک حس استقلال و کاسته شدن از وابستگی به والدین | به کودک خود اجازه دهید محیط اطرافش را با خیال راحت کشف کند و فقط دورادور مراقب او باشید | تشویق به کشف |
| افزایش استقلال شخصی و کم شدن وابستگی | در صورت بروز مشکل، اجازه دهید فرزندتان خودش برای رفع مسئله اقدام کند و او را محدود نکنید | ترویج روند حل مسئله |
| ارتقای مسئولیتپذیری و کاهش وابستگی | انتظارات واضحی بیان کنید و بخواهید آنها را در زمان مشخصی و به تنهایی برآورده کنند | تعیین حد و مرز مشخص |
بهترین واکنش والدین در موقعیتهای رایج
گاهی یک واکنش بهظاهر ساده، میتواند وابستگی را کم یا برعکس، تشدید کند. این جدول چند موقعیت رایج روزمره را با پاسخ درست و نادرست مقایسه میکند:
| موقعیت | واکنش نامناسب | واکنش مناسب |
| خروج از منزل | یواشکی و بیخداحافظی بیرون رفتن | خداحافظی کوتاه، آرام و قاطع همراه با اطمینان از بازگشت |
| گریه هنگام جدایی | ماندن و منصرف شدن از رفتن بهخاطر گریه | حفظ آرامش، تمام کردن خداحافظی و رفتن با لحن مطمئن |
| شروع مهدکودک | همراهی چندساعته در کلاس در روزهای متمادی | حضور کوتاه در روزهای اول و کاهش تدریجی زمان حضور |
| ترس از خواب تنها | خوابیدن هرشب کنار کودک تا خوابش ببرد | ایجاد یک آیین آرامبخش خواب همراه با حضور کوتاه و کاهشی |
| رفتار وابسته در جمع | مجبور کردن ناگهانی کودک به جدا شدن از والد | دادن فرصت گرمشدن تدریجی، در حالی که والد نزدیک میماند |
اشتباهات رایج والدین که وابستگی کودک را بیشتر میکند
- یواشکی بیرون رفتن بدون خداحافظی؛ این کار اعتماد کودک را از بین میبرد و ترس از غافلگیری را افزایش میدهد.
- تهدید شوخیگونه به «رفتن و تنها گذاشتن» کودک، حتی بهعنوان شوخی یا تنبیه.
- مقایسه کودک با همسنوسالانش («ببین فلانی چقدر مستقلتره») که باعث خجالتزدگی بهجای انگیزه میشود.
- مسخره کردن ترس یا اضطراب کودک بهجای پذیرفتن احساسش.
- تغییر مکرر مراقب اصلی یا بیثباتی در روتین روزانه کودک.
- بحث و اختلاف والدین در حضور کودک، که حس امنیت او را متزلزل میکند.
- بیشحمایتگری؛ یعنی انجام کارهایی برای کودک که او خودش از پسشان برمیآید.
چه زمانی وابستگی کودک نیاز به مراجعه به روانشناس دارد؟
اگر اضطراب جدایی پس از ۵ تا ۶ سالگی همچنان با همان شدت اولیه باقی بماند، یا با فعالیتهای روزمره مثل رفتن به مدرسه، خوابیدن یا بازی با دیگران تداخل جدی داشته باشد، زمان مناسبی برای مشورت با یک روانشناس کودک است. همچنین اگر کودک علائم جسمی مکرر بدون دلیل پزشکی مشخص (مثل دلدرد یا سردرد پیش از هر جدایی)، حملات اضطرابی شدید، یا امتناع طولانی مدت از مدرسه نشان میدهد، بهتر است این موضوع را جدی بگیرید. دریافت مشاوره کودک آنلاین در همین مرحله میتواند از تبدیل شدن این وضعیت به یک الگوی پایدارتر جلوگیری کند.
وابستگی کودک و تفاوتهای فردی؛ آیا خلقوخو، حساسیت و توانمندیهای کودک نقش دارد؟
نه همه کودکان با یک سرعت به سمت استقلال حرکت میکنند. کودکانی که ذاتاً حساستر هستند، معمولاً محرکهای محیطی را شدیدتر تجربه میکنند و دیرتر با موقعیتهای جدید گرم میشوند. همچنین کودکانی که بهطور طبیعی درونگراترند، ترجیح میدهند پیش از ورود به یک فضای جدید، آن را از فاصله امن مشاهده کنند. سطح توانمندی های زبانی و حرکتی کودک هم اثرگذار است؛ کودکی که میتواند نیازها و احساساتش را بهتر بیان کند، معمولاً سریعتر میآموزد که نبود موقتی والد به معنای خطر نیست. نکته مهم این است که این تفاوتها ذاتی و طبیعیاند و نباید آنها را با یک مشکل اشتباه گرفت؛ رویکرد درست، تطبیق راهکارها با شخصیت واقعی کودک است، نه فشار آوردن برای یکسانسازی رفتار او با سایر بچهها.
سخن پایانی
درک عوامل و دلایل وابستگی کودک به منظور تقویت یک رابطه متعادل که هم امنیت و هم استقلال را ارتقا دهد، امری بسیار مهم است. با استفاده از استراتژیهای موثر میتوانید وابستگی فرزند خود را کاهش دهید و اعتماد به نفس یا خود اتکایی او را چند برابر کنید.
کاهش وابستگی بچهها به توسعه رشد عاطفی و اجتماعی سالم آنها کمک میکند. به منظور کسب اطلاعات دقیقتر در مورد راهکار جلوگیری از بیشتر شدن وابستگی فرزندتان میتوانید از متخصصان و مشاوران تیم حرفهای و مجرب منکا کمک و راهنمایی دقیق بخواهید. این تیم مشاوره کودک سالها تجربه حرفهای خود را در اختیار شما خواهد گذاشت.
سوالات متداول
چه اقداماتی برای کاهش وابستگی کودک به والدین انجام دهیم؟
مهارتهای خودیاری فرزند خود را تشویق کنید، مرزهای مشخصی در نظر بگیرید و ضمن ارائه پشتیبانی مداوم قدرت کشف فرزند خود را توسعه دهید.
وابستگی کودک به مادر تا چه سنی طبیعی است؟
وابستگی به والدین در کودکان مختلف، متفاوت است اما به طور معمول سنین 5 تا 7 سالگی وابسته بودن کودکان به مادران امری عادی خواهد بود.
چرا کاهش وابستگی کودک به مادر اهمیت دارد؟
کاهش وابستگی به توسعه قدرت استقلال، اعتماد به نفس و تابآوری عاطفی کودکان را تقویت میکند و برای رشد سالم آنها امری ضروری است.
برای پیشگیری از وابستگی کودک در زمان نوزادی چه اقداماتی انجام دهیم؟
با حساسیت به نیازهای کودکان پاسخ دهید و محیطی پایدار و قابل پیش بینی برای او فراهم کنید.
چگونه میتوانیم به کودک کمک کنیم تا مستقلتر شود؟
قدرت حل مسئله را در او تشویق کنید، فرصتهای مختلفی برای کشف در نظر بگیرید و به تدریج مسئولیتها را افزایش دهید.
آیا فرستادن کودک به مهد وابستگی او را کمتر میکند؟
در بلندمدت، حضور منظم در مهدکودک معمولاً به رشد استقلال کمک میکند، چون کودک تجربه میکند که جدایی موقتی است و والدینش برمیگردند. اما اگر این ورود ناگهانی و بدون آمادگی قبلی باشد، ممکن است در هفتههای اول اضطراب را موقتاً بیشتر کند؛ بنابراین ورود تدریجی کلید موفقیت است.
وابستگی کودک در خواب چگونه کاهش پیدا میکند؟
داشتن یک آیین ثابت پیش از خواب، حضور کوتاه و روبهکاهش والد در کنار تخت، و استفاده از یک شیء آرامشبخش مثل عروسک یا پتوی مخصوص، به کودک کمک میکند بهتدریج توانایی خوابیدن مستقل را پیدا کند.
چه زمانی برای وابستگی کودک باید به روانشناس مراجعه کرد؟
زمانی که اضطراب جدایی با سن کودک هماهنگ نیست، بعد از ۵ تا ۶ سالگی همچنان شدید باقی میماند یا با مدرسه رفتن، خواب و روابط اجتماعی کودک بهطور جدی تداخل دارد، بهتر است از یک روانشناس کودک کمک بگیرید.